زبان روح و نحوه یادگیری اصولی و دقیق زبان روح


امتیاز دهید نظرات شما

زمان انتشار: ۱۴۰۰/۱۰/۲۴ , آخرین بروز رسانی: 6 روز گذشته

یادگیری اصولی و دقیق زبان روح | موضوع روح در آموزه های باستانی به عنوان انسان خود واقعی به تصویر کشیده شده است. تصورات مختلفی از چیستی انسان و چیستی روح وجود دارد. از آموزه‌های مسیحی ما به این باور رسیده‌ایم که انسان روح دارد و ممکن است آن را نجات دهد یا از دست بدهد – این ایده عموماً در غرب وجود دارد.

🔷 یادگیری زبان روح | بخش متافیزیک PDF :

🌟 ۱- پنجره بهشت

🌟 ۲- ما روح هستیم



قیمت : ۹.۵۰۰ تومان 🌟 سفارش / دریافت سریع 🌟


اما تصور پیشینیان و تئوسوفی که بازنمایی این ایده ابدی است متفاوت است. تعلیم این است که انسان یک روح است. که روح در واقع درک کننده است; که خود بینش است، خالص و ساده، اصلاح نشده – قابل تغییر نیست – و مستقیماً به ایده ها می نگرد.

یادگیری زبان روح | این عقیده بیانگر این واقعیت است که انسان واقعی در هر شرایطی که ممکن است وجود داشته باشد، خواه در خواب باشد یا بیدار، چه در بدن فیزیکی در طول زندگی خود، چه در بدن دیگری پس از مرگ یا قبل از تولد، یا قبل از وجود این سیاره یا این منظومه شمسی – که این انسان واقعی همان ادراک کننده بود، در آن زمان هم مثل الان، همیشه همان روح. خالق همه شرایطی که پیش آمده است.

خالق فهیم این عالم، در ارتباط با همه موجودات زیرین و همه موجودات بالای او. بنابراین انسان بخشی از یک اخوان بزرگ را تشکیل می دهد، و این پیوند برادری در سراسر جهان، از پست ترین موجود تا بالاترین، گسترش می یابد.


این موضوع به صورت کامل و جامع داخل این پی دی اف توضیح داده شده ، لطفا تهیه و با دقت مطالعه کنید !!


کانون آموزشی و فرهنگی کانون خرد ایران انواع PDF و فایل صوتی | بخش متافیزیک

همه آنها روح هستند. حتی پایین‌ترین شکل‌های ماده نیز روح هستند، زیرا در پایین‌ترین شکل ماده، قدرت درک، قدرت عمل، قدرت کسب تجربه است.

یادگیری زبان روح : بالقوه در همه یکسان است، و با افزایش روح دامنه تجربه خود، این توانایی به قدرتی تبدیل می شود که همیشه در حال گسترش است. تمام اشکال، اجسام، که جهان را تشکیل می دهند، نتایج تجربه و عمل ارواح ساکن در آنها هستند.

لینک مفید : داستان واقعی سفر روح

آنها همه ابزار روح هستند و ما همیشه با دیگران در هر درجه یا طبقه ای از موجودات عمل می کنیم. آن وحدت عمل وجود دارد که شباهت ابزار را ایجاد می کند. در این شباهت‌های ساز، ما موجودات هم‌رده‌شان را در کم‌ترین درجه، و طبقات پایین‌تر و بالاتر در درجه‌ی کم یا زیاد، می‌نوازیم و می‌نوازیم.

بنابراین، با در نظر گرفتن این تصور که خود در هر موجودی یکسان است، صرف نظر از اینکه آن موجود چقدر بزرگ باشد یا چقدر پست، تصور دیگری در مورد روح به دست می‌آوریم – آن روح همچنین نشان دهنده تجربه اکتسابی است که از طریق تکامل توسط هر یک از آنها به دست آمده است.

یادگیری زبان روح : هر طبقه از وجود هر موجود فردی نه تنها خود است، بلکه تجربه ای است که از طریق تماس با سایر موجودات به دست می آید. با درک اینکه روح های فردی وجود دارد، می توانیم ببینیم که تنها تفاوت بین روح ها در درجات تجربه اکتسابی آنها است.

لینک مفید : اتصال ذهن به بدن

از این منظر، روح را به عنوان تجربه اکتسابی افراد، هنگامی که از خدا، یا مافوق روح، بر روح جهانی صحبت می کنیم، صرفاً به تجربیات اکتسابی یا حکمت هر روح و روح اشاره می کنیم.

همه روح ها این معنای جمله ای در باگاواد گیتا است که می گوید خود «خود خرد، هدف خرد و آن چیزی است که با خرد باید به دست آید» است – آگاهی کامل از اتحاد همه ارواح یا هویت معنوی.

اگر بخواهیم این مفاهیم را با زبان مرتبط کنیم، شاید باید بسیاری از ایده‌هایی را که اکنون به آن معتقدیم، روشن کنیم. اگر یک زبان واقعی روح وجود داشته باشد، چه چیزی می تواند بیان کند؟ بدون شک هر تجربه ای که تا به حال از طریق آن بوده است.

یادگیری زبان روح : تئوسوفی آموزه تناسخ را آموزش می دهد – زندگی های متوالی، هم در این زمین و هم در سایر حالات جوهری و آگاهی.

تداوم آگاهی، یا روح، از طریق همه این حالات و محیط ها حفظ می شود، و سابقه همه آنچه در همه این زندگی ها رخ داده است، همیشه در هر زندگی واحد در تجلی وجود دارد، زیرا خود، روح، حضور دارد. زبان روح می تواند تمام آنچه را که ما تجربه کرده ایم بیان کند.

لینک مفید : دفترچه رویا

در آن زندگی‌های گذشته، ما بدون شک به زبان‌های متفاوتی با زبان‌هایی که اکنون صحبت می‌کنیم صحبت کرده‌ایم. در آن موجودات شخصی ما از زبان‌هایی استفاده می‌کردیم که اکنون به‌عنوان افراد کاملاً متروک و فراموش شده‌اند.

اما خاطره آن زبانها باید وجود داشته باشد، اگر ما یک خود ادامه دار هستیم و تداوم تجربه به دست آمده و همچنین تداوم آگاهی را حفظ می کنیم. آن زبان‌های قدیمی که زمانی به کار می‌رفتیم، به خودی خود هیچ ارزشی ندارند، زیرا هر زبان و همه زبان‌ها تنها بیانگر احساس و اندیشه روح فردی هستند.

یادگیری زبان روح : احساسات، امیدها، ترس ها، ایده ها و آرزوهای او. بنابراین، همیشه باید پشت هر زبانی، مبنایی برای آن وجود داشته باشد روح و تجربه آن. کجا ثبت شده است؟ در بخش فنا ناپذیر طبیعت انسان تأثیر می گذارد. این نمی تواند هیچ زبان گفتاری باشد. پس ماهیت آن چیست؟

برای درک این گزاره ها باید دوباره به فلسفه تئوسوفی توجه کنیم. تئوسوفی خاطرنشان می کند که ماده در هفت حالت یا درجه از مواد است و هر یک از اینها دارای هفت حالت فرعی است

لینک مفید : مگالیت های بعلبک

که کل آن از بهترین، پلاستیکی ترین و بادوام ترین حالت تا درشت ترین حالت را در بر می گیرد – چیزی که ما می توانیم صفحه مادی بنامیم. ، یا ماده همانطور که ما شناخته شده و مورد ظن ماست، با درجه بندی ها و ترکیبات مختلف آن.

یادگیری زبان روح : انسان به عنوان بالاترین و تکامل‌یافته‌ترین موجودی که در تکامل این منظومه شمسی دخیل است، در تمام این هفت حالت جوهری که از جوهر اولیه اولیه مشتق شده‌اند، پوشیده است – ماده همگنی که هر شکلی از آن تکامل یافته است.

این درجات ماده در هفت رنگ طیف نشان داده شده است. در هفت نت مقیاس موسیقی نیز به آنها اشاره شده است.

لینک مفید : چگونه پرواز روح را انجام دهیم ؟

نت ها و رنگ ها دقیقاً آن چیزی نیستند که ما فکر می کنیم: آنها هفت حالت متمایز بزرگ از ماده را نشان می دهند. خود صدا، یا خود نور، حالت همگنی را نشان می دهد که از آن هفت نت و هفت رنگ منشوری مشتق شده اند.

یادگیری زبان روح : رنگ‌ها و نت‌های موسیقی ما فقط کپی این‌ها هستند – بازتاب‌ها یا مطابقت‌هایشان در این حالت ماده و صدا که با آن آشنا هستیم. ما می دانیم که هفت رنگ وجود دارد.

ما می دانیم که اکتاوهای رنگ دیگری فراتر از آن ها وجود دارد که چشمان ما قادر به انتقال آنها به ما نیستند – برخی آنقدر بالا و برخی آنقدر پایین که چشمان ما ارتعاشات خود را ثبت نمی کنند. در مورد صدا هم همینطور است.

لینک مفید : کد کیهانی

ما قادر به تشخیص چندین صدا هستیم، اما درجاتی از صدا فراتر از بالاترین میزانی که قادر به تشخیص آن هستیم وجود دارد، و همچنین صداهایی بسیار پایین برای شنیدن وجود دارد.

یادگیری زبان روح : بیایید روح را ایگو بنامیم. شاید این برای ما فشرده ترین بیان برای منظور از روح باشد، زیرا هم درک کننده و هم ادراک او را شامل می شود، هم کسی که می داند و هم تجربیاتش را. خب، پس، ایگو زبان مخصوص به خود را دارد و آن زبان زبانی رنگ، صدا و نماد است.

این زبانی است که ممکن است دیده شود. که ممکن است شنیده شود؛ که ممکن است احساس شود با استفاده از این زبان روح است که تجربیات دیگران ممکن است مستقیماً برای ما شناخته شود و برای ما قابل درک باشد، صرف نظر از اینکه از چه زبان صوتی استفاده می کنیم.

لینک مفید : سایه شخصیت چیست ؟

به همین دلیل است که در زمان های قدیم گفته می شد، همانطور که در کتاب مقدس ذکر شده است، که حکیم هر انسانی را که به زبان خود صحبت می کند، درک می کند، اگرچه زبان های مختلفی استفاده می شود، در آن زمان مانند اکنون.

یادگیری زبان روح : به این دلیل بود که این خردمندان می‌توانستند زبان گفتاری را بخوانند و افکار، احساسات و ماهیت گویندگان را می‌شناختند.

به همین دلیل است که در حرکت هر شخص – حتی در یک عمل ساده مانند حرکت از یک صندلی به صندلی دیگر – کیفیت فکر، ماهیت شخص، به وضوح توسط مجموعه رنگ ها و سایه های رنگی که توسط عمل ایجاد می شود نشان داده می شود.

یادگیری زبان روح : در مورد هر صدا یا گفتاری که گفته می‌شود، مهم نیست که چه اتفاقی می‌افتد، مراکز بدن به حرکت در می‌آیند و هر کدام رنگ‌ها و نرخ‌های ارتعاش خاص خود را دارند.

ممکن است برای ما عجیب به نظر برسد، رنگ ها ممکن است شنیده شوند، صداها ممکن است دیده شوند، و اشکال ممکن است تجربه شوند، زیرا همه فقط نرخ های متفاوتی از ارتعاش هستند – حرکت آگاهی هوشمند یا روح. همه آنها به هم مرتبط هستند و یکی بدون بقیه وجود ندارد.

لینک مفید : سایه شخصیت چیست ؟ قسمت اول | سایه شخصیت

آنها صرفا جنبه هایی از چیزی هستند که محرک واقعی خود روح یا موجود آگاه است. بنابراین، در افکار خود ترکیبی عالی از رنگ ها و صداها داریم که دائماً شکل یا ظاهر آنها را تغییر می دهند.

مغز ما بهترین ابزار مادی است که استفاده می کنیم. این، مانند هر چیز دیگری که استفاده می کنیم، یک تکامل است.

یادگیری زبان روح : این اندام فکری در این سطح از جوهر است که ما اکنون در آن عمل می کنیم. اگر افکار والا و عالی بیندیشیم، مغز ما به این نوع استفاده ها بسیار حساس می شود. هر نوع فکری سرعت و دامنه ارتعاش خاص خود را دارد، رنگ های خاص خود را دارد.

اگر با خودمان آشنا بودیم، در حقیقت، می توانستیم اندیشه را همانطور که اکنون کتاب می خوانیم، بخوانیم. ما می توانستیم افکار را همانطور که اکنون صداها را می شنویم بخوانیم.

و . . .


این موضوع به صورت کامل و جامع داخل این پی دی اف توضیح داده شده ، لطفا تهیه و با دقت مطالعه کنید !!


به این مطلب امتیاز دهید :

Rate this [type]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوشته های مشابه