تخلیه روانی


امتیاز دهید نظرات شما

تخلیه روانی : تا حالا شده بعد از خوردنِ مایعاتِ زیاد، یا توی سرما وسطِ جاده در یک اتوبوس بین شهری گیر کرده باشید و مثانه‌تان از فشارِ در حال ترکیدن باشد؟

دیده‌اید آدم جانش به لبش می‌رسد؛ تمام ذهن و فکر و آرمان و آرزویش خالی شدن مثانه‌اش است. ؟

هیچی برایش مهم نیست. هیچی به چشمش نمی آید. هیچ آرزویی ندارد جز توقف ماشین. تا محتویات مثانه را برون ریزی کنید.

کانون خرد ماندگار ایران : بخش روانشناسی : دیده‌اید وقتی دستشویی می‌روید چه احساس آرامش به شما دست می‌دهد؟ احساس سبُکی. آن‌وقت است که آزاد می‌شوید و دوباره به چیزهای دیگر فکر می‌کنید. از تهِ دل می‌گویید: آخِیش، راحت شدم.

اضطراب تا کجا مفيد است؟
بخوانید

روان ما هم یک مثانه دارد که در مسیر زندگی مدام پر و خالی می‌شود. آنها که مایعات بیشتری می‌خورند یا در معرض سرما هستند، (یعنی زندگی پرتلاطم‌تری دارند) مثانه‌شان زودتر پُر می‌شود.

مثانه‌ی روان که پر می‌شود آدم الَکی قاطی می کند، به هم می‌ریزد؛ اخلاقش سگی می‌شود؛ و جالب آنکه خودش هم نمی‌داند چرا اینگونه شده است. آدم پرشدنِ مثانه‌ی روان را نمی فهمد؛ فقط درد و فشارش را حس می‌کند.

روان نیز نیاز به تخلیه دارد، نیاز به خالی شدن از فاضلاب مشکلات زندگی دارد تا بتواند دوباره به چیزهای خوب فکر کند. روی چیزهای بهتر سرمایه‌گزاری کند.

چگونه اعتماد به نفستان را زیاد کنید ؟
بخوانید

روان هم نیاز به رهایی از فشار دارد. وگرنه می‌ماند؛ گیر می‌کند. رشد نمی‌کند. نمی‌تواند قدم از قدم بردارد. تمام فکر و ذکرش درگیر چیزهای حقیر می‌شود.

گاهی به روان‌تان استراحت دهید. استراحت از روزمرگی؛ از دویدن‌های بی‌هدف؛ از تنش‌های بیهوده؛ از کل کل کردن با خود و دیگران؛ از گیر دادن به چیزهایی که ارزشش را ندارد؛ استراحت از حرص و طمع، استراحت از کینه.

استراحت از خبر های ناگوار، استراحت از نقاب ها و پرستیژهای مزخرفی که سینه‌ی آدم را تنگ می‌کند. استراحت از احساس گرفتگی. یا لااقل استراحت از چیزهایی که درون خود می‌ریزید و کسی نمی‌فهمد. متاسفانه در فرهنگ ما که از همان بچگی یاد می‌گیریم که آدمِ خوب یعنی کسی که هیجاناتش را سرکوب کند و نشان ندهد.

چگونه از شر افسردگی سی سالگی رها شویم ؟
بخوانید

برون‌ریزی روان یعنی داشتنِ رفیقی که با او همان‌طور حرف بزنید که با خودتان حرف می‌زنید. اگر نداریدَش بهترین رفیقی که می توانید فشار روان را روی آن خالی کنید یک قلم و کاغذ است.

بنویسید. هرچه دلِ تنگتان می‌خواهد. آزاد و رها. بعدش هم بیندازیدش سطل اشغال. حتی اسیرِ آن نوشتن هم نشوید. مهم نیست که چه می‌نویسید و چگونه می‌نویسید و برای چه می‌نویسید. فقط و فقط بنوسید.

اگر حال نوشتن ندارین شروع کنین به حرف زدن و صدایتان را ضبط کنید. بدون هیچ قیدی حرف هایتان را بزنین. بی هیچ آداب و ترتیبی، در مورد همه چی، بی هیچ هراس و قید و بندی، بعد بارها گوشش بده. بعد حذفش کن و فراموشش کن. فقط باید برسی به آنجا که فریاد بکشی:

شخصیت اسکیزوتایپال
بخوانید

«چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من»

برون‌ریزی یعنی ورزش؛ یعنی رفتن به کوه و دشت ، یعنی مرتب بالا و پایین پریدن،
یعنی با پسرها فوتبال بازی کردن، و با دختر ها عروسک بازی کردن، یعنی فریاد کشیدن، بلند خندیدن، بلند گریه کردن اصلا لحظاتی را مثل دیوانه‌ها زیستن.

یعنی آن لباس قشنگتان را توی خانه بپوشید و خودتان را تحویل بگیرید.
یعنی توی خلوتِ خودتان همراه با یک آهنگ دلخواه یک لیوان چای با بیسکوییت در خلوت خوردید و بعدش شروع کنین برای خودتان رقصیدن.

یعنی لحظاتی بی‌خیال همه چیز شدن از تهِ دلتان بگویید:

بیرون نریختن هیجان‌های اصلی در مسیر والایش‌یافته، و سرکوبِ مداوم آنها در خانواده و یا در جامعه، کم کم به ایجاد خشم درونی منجر خواهد شد و روزی در جایی همانند یک دُمل چرکین سر باز خواهد کرد.

برای تبدیل خانه به یک محیط پر برکت و جاذب برای فراوانی
بخوانید

فقط یک چیز را یادتان باشد؛ ‌یعنی یک چیز را رعایت کنید؛

فشار روان‌تان را روی کسی خالی نکنید. قرار نیست با آخِیش گفتن شما، زخمی بر وجود کسی بنشیند.


به این مطلب امتیاز دهید :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوشته های مشابه